نوشته ها و سخنان

سخن آغازين

زندگي نامه

نوشته ها و سخنان

خاطرات

به سوي دوست

وصيت نامه

پيام هاي تسليت

آلبوم تصاوير

صوت و فيلم

پايگاههاي ديگر

تماس با ما
 

1- سخنان  در جمع خانواده و فرزندان در تاریخ 17 آذر 1368
2- نوشتار راجع به معرفت و شناخت و محبت خداوند متعال به تاریخ 26 اردیبهشت 1376
3- نوشتار به تاریخ 27 بهمن 1376

4- يكي از آياتي كه مرحوم صنوبري را به شدت تحت تاثير قرار داده و در جلسات به آن اشاره مي كرد، تاریخ 26 مرداد 1377

5- آخرين نوشته مرحوم صنوبري به تاریخ 25 مهر 1380

6- نمونه اي از دست خط مرحوم صنوبري
 

1- سخنان مرحوم حاج ابوالفضل صنوبري(ره) در جمع خانواده و فرزندان

در روز جمعه 17 آذر 1368

(( بسم الله الرحمن الرحيم))

مسئله ولايت

قـــــرآن كتابي است كه حقيقت در خود آن و در كلماتش مي باشد. و ما بايد بـه اين كتاب آسماني بيشتر توجه داشته باشيم، مسئله خيلي مهم است. يا در مسئله ولايــت آن وقت یافته هايي در مسير زندگي هفتاد سال گذشته من به دست آمده است. ولي از پانزده ،شانزده سالگی به بعد، در عين حالي كـــه هواهاي نفس، گناهان گوناگون، شهوات گوناگون با من همراه بوده يعني شيطان دروني من بسيار گردن كلفت و خبيث است، ولي به اين يك مسئله ]ولايت[ توجــه داشتم.

علم و باور

خلاصه الآن كه من در پيش شما هستم معلوم نيست تا چند صباح ديگر زنده باشم. يك يافته هايي دارم يك واقعيت هايي دارم يك حقايقي در وجود بنده است كه تجربه شده است و به تجربه رسيده. آنها را در قالب الفاظ با توجه به قرآن و احاديث و عقل و اساتيد الهي (كه بــه يقين رسيدم همين است و جز اين نيست)، براي شما بيان می كنم. تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال. از مسائلي كه در همين مختصر مـــي خواهم برايتان بگويم، يكي اين مسئله است. ما دو حال داريم يكي علم داريم به يك مسئله يكي باور .

ياد مرگ

دقت كنيد! ما علم داريم به بعضي مسائل اما باور نداريم، مثل مرگ. يكي از آن حالاتي كه توجه انسان لازم است مدام معطوف به اين نكته باشد (اين از آن يافته هاي زندگي است كه مو، لاي درزش نمي رود) ياد مرگ است. ياد مرگ انسان ساز است، وقتي كه من باور كردم  هر كس كه ياد مرگ باشد، تدارك مي بيند. چون ما در غفلتيم از مرگ و غافليم از آن - كما اينكه اين مسئله برايتان توضيح واضحات است - ديشب كساني بودند، صحيح و سالم رفتند به  رختخواب در كره زمين، امروز صبح نيستند. از اقوام ما هم بودند كه گفتند به خانواده شما چاي را دم كن من كمي دراز  بكشم بعد ديگر بلند نشدند. خــدا رحمتشان كند. اگــر ما مي دانيم بايد بميريم ولي باور نداريم، قطعا بدانيد كه مي ميريم، چون نشانه داريم.

نشانه هاي باور به مرگ

نشانه هـايش را برايتان بگويم : كسي كه مي داند از اين جهان بايد برود ( بـه غير مومن ما اصلا كــاري نداريم او يك حيواني است كه مي چرد و لاشه اش مي افتد در خاكروبه ها . انساني كه مومن نيست يعني اولئــك كل انعام بل هم اضل است آنها را ولشان كنيد اصلا داخل حرف نيستند). خوب حالا اين حرفها براي مومن است، مومن غافل. كه ما به فضل خداي متعال در اين مقطع تاريخ به دنيا آمديم و به فضل لله تـعــــالي مومنيم به درجات مختلف با معارف مختلف ،كمتر مي فهميم بيشتر ميفهميم، توجه داريم توجه نداريم، غافليم، هوشياريم، مستيم، علايق مختلفي داريم. من ديشب نصف شب بيدار شدم، گاهي از اوقات ايــن حال من است شما را نمي دانم، گاهي در باطن من وقتي كه در حال بيداري هستم يا گــاهي اوقات خواب هستم و از خواب بيدار مي شوم، يك گوينده اي مدام يك كلماتي را مي گويد. گاهي يك آياتي از كلام خـــــدا در باطن من يكسره اين كلام را مي گويد. ممكـــن است شما به اين حالت نرسيده باشيد يا رسيده باشيد. ديشب كه بيدار شدم ديدم ميگويـــد الحق مع عـلي و عـلي مع الحق، يكسره ميگفت الحق مع عـلي و عـلي مع الحق. يك صـلوات بلند بفرستيد.

باور، زندگي را تغيير مي دهد

از آن جمله مسائلي كه از يافته ها است و قطعا همين است و جز اين نيست يكي را به شما گفتم و آن ياد مرگ است، مدام در نظرتان باشد، اين ضربان قلب ما مدام مي زند. باور بفرمائيد وقتي كه ايستاد تمام است . مگر چقدر فاصله است. طرف آمـد جــلوي دادسرا، ميخواست پياده بشود برود دادگستري همين جا، يـك پايش توي تاكسي يك پـايش در خيابان همان جــا فوت كرد، تمام شد. شما هم همين طور هستيد حيات شمـا يك نفس بيشتر نيست. خـــــدا رحمت كند آن مداحي را كه ما در مجالسش بوديم. مــداح نهاوندي بود. در مجالسش حاضر مي شدم حدود چهل و پنج سال قبل بـود. اول سخنش اين دو خــط شعر بود:

 اي بي خبر اين جسم مجسم هيچ است -- وين طالب نه سپهر ارقم هيچ است

رياب كه در كشاكش موت و حيات -- وابسته به يك دمي آن هم هيچ است

اگر انسان مرگ را باور کند، همه چیز عوض می شود: اخلاق و رفتار و نماز و برخورد و...

حالا اين يافته است، شما اين را مي دانيد ولي شايد باور نكرده باشيد چون اگر انسان اين را باور کند زندگي او عوض مي شود، همه چيز عوض مي شود. اخلاق عوض مي شود، رفتار عوض مي شود، خواب عوض مي شود، نماز عوض مي شود، برخورد با خلق عوض مي شود، چهره عوض مي شود، نورانيت رخ مي دهد، همه اينها بستگي به اين دارد كه من چقدر به ياد مرگ هستم. حالا بزرگان ما مي فرماين : ( وكفي با الموت واعظا ) بهترين واعظ براي انسان مرگ است يــاد مرگ سازنده است. اين برو برگرد ندارد اگــر مي خواهيد بــه سعادت برسيد اين واقعيت را از نظر دور نكنيد. غير از اين، آدم اين طرفي مي افتد. مومن به محبت دنيا مي افتد، به كارهاي پولي و مادي مي افتد، نماز را سبك مي گيرد و آخر وقت مي خواند، بي حضور قلب مي خواند. بد اخلاق بودن، عنق بودن، كثيف بودن، نجس بودن. و تمام صفات ناجور در انسان  اگر در ياد مرگ نباشد و مرگ را فراموش كرده باشد، بوجود مي آيد.

ياد خدا و دقت در اینکه غافل نباشید

اولين مطلبي كه با ياد مرگ به نظر انسان مي رسد ياد خداست. خدا مي داند كه همه ما يك روزي آب گنديده بوديم، نطفه بوديم. اين آب گنديده را پروردگار عالم به فضل و كـرمش از صلبي در رحمي قرار داد. و مــا هيچ خبر نداشتيم به چــه كيفيتي ما را صورت نگاري مي كند مولاي ما پروردگار ما. خب ما در آنجا نه ماه و خورده اي، خدا رحمت كند آن رحم ها را كه ما در آنجا درست شديم. باور كنيد همين طور است. باور مي كنيد نه ماه در رحم بوديد قسم حضرت عباس مي خوريد؟ از نظرتان دور نيست. انا خلقنا الانسان من نطفـــه امشاج نبتليه و جعلناه سميعا بصيرا . انـــا اعتدنا للكافرين سلاسل و اغلالا و سعيرا . حواستان را شش دنگ جمع كنيد. ياد مرگ. من بايد بروم هر چه كنم من كه موقتي هستم از قضا روزي مرا چون سوي قبرستان گذارد من اين طور محكم به شما بگم كه قطعا همين است و اين بايد در تمام رگ و ريشه شما اثر كند و تا آخر عمر فراموشتان نشود. خنده هاي بي جا و شوخي هاي بي جا دل را مي ميراند. مصاحبت زياد با زنها. بزرگان مي فرمايند دل را مي ميراند. دقت كنيد اين غير از خدمت است. بايد خدمت كنيد محبت كنيد. در جاهايي كه غفلت مي آورد و عرض كنم كه دوري از فكر الهي مي آورد بايد كاملا پرهيز كرد. اگر كسي داخل مستراح شد پاك كه نمي ماند نجس مي شود. در محل هاي شهوت آور و خنده هاي بي جا، من اگر سرگذشت زندگي دوازده سيزده سالم را برايتان بگويم كه چقدر اطرافيان من در غفلت بودند. خدا رحمت كند ولي مرد شصت ساله، زن پنجاه ساله چرا اين  طور شما غافل بوديد كه الآن ما اينجا نشسته ايم در زير خروارها خاك خوابيده اند. فكر اين روزشان نبودند و چه غفلت هائي داشتند. دقت كنيد غافل نباشيد. الهم نبهني عن نومه الغافلين. خب ما كه دانستيم ماندني نيستيم، اين اشعار را بخوانم: ا

ز قضا روزي مرا چون سوي قبرستان گذارد -- ديدم اندر خواب حسرت خفتگاني بي شمار

تازه دامادان شبستان عـدم را كرده فــرش-نوعروسان خفته اند در خواب حسرت بي شمار

شـــرح حـال هـر يـكـي از اشعـار را روزي كــه شـمـا در دنـيـا نـبوديد من مي خواندم.

شـــــرح حال هر يكي بودي از اين بيت آشكار -- السلام اي بعد مــــــن آيندگان رفتني

شما كه نبوديد نه شما، الآن ميلياردها انسان نيستند كه در كتم عدمند تا شما ازدواج كرديد مي بينيد از شما چهل پنجاه نفر به وجود آمدند و از آنها هم صدها نفر به وجود مي آيند. ولي الآن كجا هستند؟ همان فردا مي آيد مثل شما همه چيز يادش مي رود. السلام اي بعد ما آيندگان رفتني، الآن نيستيد ولي مي آييد و مي رويد. بر شما خوش باد اين غم خانه نا ماندني.

دنيا غم خانه است، به قدر احتياج قناعت كنيد از آن

دنيا غم خانه است. اگر محل شادي و شور و شعف و عيش و نوش و ساختمانهاي عريض و طويل بود، اولياي خدا خيلي از من و شما زرنگ تر بودند. به قدر احتياج قناعت كنيد از آن. حالا يك عده رو مي آورند به مواد مخدر؟ رو ببريم به شهوات گوناگون؟ رو ببريم به فوتبال؟ رو ببريم به مشغوليات گوناگون؟ زمان سابق پاسور بازي مي كردند. آيا آمديم مشغول باشيم كه اين طور بگذرد؟ هر لحظه دنيا يا بهشت آفرين است  براي شما يا جهنم آفرين، خدا مي داند، از لحاظ معني همين ساعات كه مي گذرد چقدر قيمت دارد. مومن از هر آبي كره مي گيرد بــه همين پرتقال كه نگاه مي كني _  اينها مسائل روحي است _ آيات خداست، رنـگش، ويتامينش، خلقتش ! براي چه آمده؟ كسي كه اين را درست كرده به ما چقدر محبت دارد؟ آيا اين را آفريده كه گاو بخورد؟ گوسفند بخورد ؟ زنبور بخورد؟ نه! انسان بخورد كه چكار كند؟ اين چرا درست شده است؟ افا حسبتم انما خلقناكم عبثا. آيا گمان مي كنيد شما را بيهوده خلقت كرديم؟ اما اين را نمي فهمد مگر اوللالباب ، صاحبان خرد، آنهايي كه غافل نيستند. الهم نبهني عن نومه الغافلين خدايا ما را متنبه فرما. فرورفتگان در غفلت را بيدارشان فرما.

نياز انسان به تذكر

اين است كه بايد مدام تذكر داد. پيغمبر (ص) مـي فرمايند كه يك مذكر داشته باشند. تذكر دهنده داشته باشند. به يادش بياورد كه آقا مردني هستي. آدم مردني كه ظلم نمي كند. اينهايي كه ظلم در عالم مي كنند يادشان رفته است كه مردني هستند. تا كه اجلشان برسد. هر چند صباح مي بينيد كه يك نفر گذرش به آنجا مي افتد. پيغمبر (ص) يك صدايي آمد فرمود هفتاد سال يك زن كنار چاهي بود امروز معلق شد در جهنم ديدند يك يهودي بود در مدينه حالا يا در مكه من اشتباه نكنم و آن روز بعد هفتاد سال عمر از دنيا رفت معلق شد. امروز هم هزار و چهارصد سال از آن روز مي گذرد.

چنان زيست مي كن تو اندر جهان كه بعد از تو گويند حيف از فلان

با وجودي كه بنده به قول سعــــدي _ خدا رحمتش كند _ چه مدحت كنند سعدي نا تمام .من راجع به خودم مي گويم شما فكر نكنيد من يك انسان! پناه بر خدا ! خاك نعلين اولياء خدا هم باشم بنده افتخار مي كنم. اين طور نيست كه شما فكر كنيد من الآن! نه! پناه مي بريم مدام به خدا. ديشب داشتيم آقاي قرائتـــي گوش مي كرديم، شب جمعه بود. آقاي قرائتي در پناه بردن به خدا مي گفت: سيصد جاست كه بايد به خدا پناه برد و شانزده هفده تايش را شمرد و نوشت. مدام بايد به خدا پناهنده شويم اين يكي از آن اوقات است.

نتيجه ياد مرگ، ياد خداست/ هر چه صفات عالي انساني كسب كنيد، با همان صفات محشور می شويد/ بهترين حالات انسان، ياد خداست  

از حرفهايي كه مدام گفتم به شما اين يادتان باشد. يكي از آن حالات، صفات برجسته انساني ياد مرگ است. ياد مرگ مسائلي را براي ما  به وجود مي آورد. اوليش ياد خــداست. انس با خــــــــداست. اين ساعت كه گذشت اين سفره رنگين كه جمع شد خداوند به حق اوليائش به صاحب اين سفره بهترين جزاء را بدهند آخر عاقبت بخير بشود. خلاصه اين سفره انداخته شد جمع شد تمام شد. ولي در همان لحظه هايي كه غذا مي خوريم به رنگ سبز به رنگ زرد به شيريني ها و اين نعمتهايي كه پروردگار ما براي ما آفريده نگاه كردي و بعد تشكر كردي از خدا اگر قلب به ياد خدا بود به ذكر خدا بود خوشا به حالت. اما اگر غافلانه خـوردي، خـودتان را سرزنش كنيد. استغفار كنيد و كــوشـش كـنـيـد تـا چشم به اين سفره رنگين افتاد تا به باغ افتاد آقا سعي كنيد از آب كره بگيريد. براي ذخيره براي قيامتان شما از اين دنيا مي رويد بايد سرمايه داشته باشيد. هر چه صفات عالي انساني كسب بكنيد با همان صفات محشور می شويد. بهترين حالات انسان، ياد خداست. فااذكـرلله كثيرا لعلكم تفلحون. بسيار خدا را ياد كنيد كه شايد رستگار شويد فذكروني اذكركم مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم اين دو تا. نتيجه ياد مرگ، ياد خداست.

علي حق است (در مقابل حق تسليم باشيد، تمرين كنيد تا اهل حقیقت و حق باشيد)

از مسائلي كه بسيار بسيار لازم است در روح شما مستقر شود، حق است. حق، پيغمبر (ص) يا به عمار ياسر يا به ميثم تمار ( به نظرم عمار ياسر باشد كه از صحابه پيغمبر است) حضرت فرمود كه: اي عمار اگر تمام خلايق يك طرف بروند، علي(ع) يك طرف رفت تو دنبال علي(ع) باش. خدا لعنت كند آنهايي كه مسير اسلام را منحرف كردند. چرا؟ علي حق است. حق با علي است. بلكه علي خويشتن حق است. حق، دور علي مي گردد، علي دور حق مي گردد. حق بگوييد در عالم. ولو به ضررتان. مي خواهيد خودتان را آزمايش كنيد اگر زن شما فرزند شما ايرادي از شما گرفت بپذيريد. در مقابل حق تسليم باشيد. اين از صفات با ارزش مومن است. بسيار ارزنده است. يعني انسان مدام گرد حق بگردد. حق بگويد حق بگيرد حـق بدهد. تمرين بايد كرد كه ما اهل حق باشيم. در جهان واقعيت عوض نمي شود حــق عوض نمي شود. ظواهر اين ساختمان عوض مي شود، اما فنايش عوض نمي شود.

فنا اندر فنا ست اين دنيا. اعلمو هذه الحيات دنيا لهو و لعب و ان الدار لآخرت لهي الحيوان لو كانو تعلمون. اگر بفهميم اگر بدانيم گرد حق بگرديم. ياد مرگ ياد خداي متعال و حق ولو صددرصد به ضرر ما باشد. به حق  قضاوت كنيم .من مقصرم در اين جا نه اينكه شكست نفسي باشد، واقعيت اين طور است. براي خود بنده كه عرض كردم  نعوذبالله با الغضب الجبار نه اينكه تعريف از خود باشد من حالم اين است اگر حق را بگويند و به ضررم باشد اصرار ندارم. هرجا ديديد كه حق را مي فهميد و ليكن آن نفس نمي گذارد حق را بگوييد به هر كيفيتي است اين دست آن دست مي كنيد بدانيد حالتان بسيار خراب است بايد عوض كنيد. از موقعي كه از خواب بيدار مي شويد تا موقعي كه به خواب مي رويد، در عالم خواب ما اختيار نداريم، در اين مواقع حق بگوئيد حق بگیرید. يا حي يا قيوم. خب اين سه تا خيلي مهم است.

هوشياري

چهارمي كه يك مختصرش را گفتم مسئله هوشياري است. انسان وقتي كه در مسير الله يعني در اسلام، اسلام خالص كه ولايت اهل بيت عليهم السلام است قدم برداشـت_ چون ولايت كه حرفي نيست در ولايت اهل بيت وارد شد يك حالاتي براي او هست از جمله آن حالات كه از آن منفك نمي شوي ياد خداست .. دقت كنيد من حديث و روايت نمي گويم دريافت هاي خودم را از مسير خدا و اهل بيت عرض مي كنم. براي شما درد دل مي كنم. حرف مي زنم. مثل حرفهايي كه در موضوعات مختلف برايتان عرض مي كنم. حالت مومن و موحد در اثر توجه به خداوند متعال هميشه مثل هوا است كه استنشاق مي كنيد، هوا كه استنشاق مي كنيم كمتر به آن توجه داريم اگر يك لحظه تنفس نكيم پايان حيات ماست. گاهي گرد و غبار مي شود تازه متوجه مي شويم عجب هواي خوبي بود.

ساعتها ممكن است بگذرد در ياد خدا نباشي، اين ساعتهاي غفلت است، دقت كنيد از اين حال برويد بيرون

يا گاهي گرم يا سرد است يك توجه جزئي به هوا مي كنيم _ به خداي متعال كه موجب است، پديد آورنده است، احيا كننده، حيات و ممات در قبضه قدرت اوست. يك حالتي آدم پيدا مي كند _ باور كنيد _ مدام در حضور است گاهي از اوقات كه غايب مي شود آدم خود بخود خودش را سرزنش مي كند. شما ممكن است در حالات خود فكر كنيد ساعتها ممكن است بگذرد در ياد خدا نباشي اين ساعتهاي غفلت است دقت كنيد از اين حال برويد بيرون. هر كه هستي! هرچه هستي! هر كجا هستي! آخر شربت مرگ را خواهي چشيد. كل نفس ذائقه  الموت . بايد برويم از اينجا. ماندنــي نيستيـم. پس چه بهتر پاكيزه برويم، با صفات خوب برويم، با اخلاق برويم. با شبيه شدن به اولياء خدا برويم. همين نمازي كه ما داريم مي خوانيم يك مقدار به آن توجه كنيم. در تمام كره زمين شما بگرديد براي پانصد سال پيشي ها فراهم نبود از جمله الطاف الهي براي ما اين است كه فعلا دنيا را ميتوان با اين جام جهان نما  (تلويزيون)  تماشا كرد. به  اروپا آمريكا فرانسه به انسانهايي كه در دنيا زندگي مي كنند مي توانيد تماشا كنيد. به كار شان، آدابشان، اخلاقشان. تمام حالاتي كه دارند مي توانيد تماشا كنيد. بعد بياييد ببينيد چه نعمتهايي خـدا به ما مرحمت فرموده. فكر شما شعور شما پيغمبر شما ائمه ما عليهم السلام، قرآن. آخر سوره آل عمران يا نساء اين مسئله اي كه راجع به اقاليم ثلاثه است. اينها چه مي گويند. خداوند متعال صريحا با همين زبان خيلي ساده كه همه مي فهمند، خدا مي فرمايد كه عيسي پسر مريم كه گفتند خداست، او خدا نيست، و او هم استنكاف نداره از اين كه بنده خدا باشد. او كه عار ندارد كه او بنده خداست. بعد خدا مي دانيد چه ميگويد، شما اگر تلاوت كرده باشيد اين آيات را، مي گويد: شما كه مي گوييد عيسي پسر خداست و مادرش هم مريم، اگر مشيت من تعلق بگيرد كه عيسي را مريم را و آن چه كه هست به طور كلي نابود كنم، كسي مي تواند حرفي بزند؟ خب اگر اين آيات را يك نصراني بخواند! چي پسر خدا پدر خدا؟ مي فرمايد: كل من في السماوات والارض واتي الرحمن عبدا. يك چيزهاي پنجاه سال پيش يادم است اما يك چيزهاي ديروز را فراموش كرده ام.

همه در مقابل پروردگار عالم هيچند

آنچه در زمين و آسمان است در پيشگاه خداوند تعالي هيچند، همه مخلوقند، موسي، عيسي، ائمه هدی (ع) حضرت محمد (ص) و  امام علي (ع). الهم صل علي محمد و آل محمد. همه در مقابل پروردگار عالم هيچند، مخلوقند. منتهي مخلوقات با عناوين مختلف. بعضي ها كارگزاران خدا هستند، وما تشاءون ان يشاء الله. نمي خواهم مگر چيزي كه خدا بخواهد. ان الله اصطفي. بعضي را خدا برگزيده، تا چشم دشمنانشان كور شود. آنها را خدا براي خودش برگزيده است. باعث هدايت خلقند. خداوند متعال با ما تماس مي گيرد. ما با مغز خودبين نميتوانيم تماس بگيريم، ما از همـين نـور ارض استفاده مي كنيم. الله نور السماوات والارض. و اشرقت الارض بنور ربها. اين كه خدا ميفرمايد، ائمه(ع) ميفرمايند اين نور ما هستيم. رب الارض امام الارض سلام الله عليه. در تفسير الميزان علامه طباطبايي رحمت الله عليه آمـــده، در تفسير يكي ا ز آيات آمده امام چهارم،  امام سجاد روحي له الفدا سلام الله عليه وعلي ابائه وابنائه، مي فرمايد: ماييم خزينه دار علم خدا، ماييم در خانه وجود خدا. خدا از حجت خود مستوري ندارد. اين امام كيست. خدا در عالم وجود يك حجت دارد،  امام زمان سلام الله عليه از او هم مستور است؟ من كه نمي دانم او هم نمي داند؟ مگر مي شود؟

يك صلواتي بفرستيد اما با توجه بفرستيد. تمام وجود ماسویالله بستگي دارد به وجود محمد و آل محمد(ص) الهم صل علي محمد و آل محمد.

تسبیحات حضرت زهرا(س)، وسيله ولايت ما

حواستان را جمع كنيد در توسلاتتان. نماز كه تمام شد، به اين جوانها مي گويم، مهر را اين طور پرت نكيد. يا مهر را ميگذارند زمين و ميروند. مهر خاك است، هيچ چيز نيست، اما بي احترامي به سجده گاه درست نيست. بعد از  نماز تسبيحات حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بگویید. اين تسبيحات خيلي مهم است، اين وسيله ولايت ماست. تسبيحات حضرت زهرا (س) كه امام صادق (ع) فرمود: "پيش من از هزار ركعت نماز بهتر است" را فراموش نكنيد، بگوييد.

اين آهني كه شما در كوره آهنگري مي بينيد سرخ مي شود، وقتي بيرون آمد شما دست مي گيريد؟ آقا تا دو ساعت اين داغ است. من وقتي در پيشگاه خداوند تبارك و تعالي پروردگار عالم، مي ايستم به نماز ظهر، مي ايستم به نماز صبح، مي ايستم به نماز عشاء و مغرب، يك حالت داغي در پرستش پروردگار در من ايجاد مي شود، همين كه تمام شد حواسم پرت شود؟ اين نشان مي دهد كه حواسم پرت بوده. اين سجده! نماز كه مي خوانيد، السلام عليكم و رحمه الله وبركاته سلام كه تمام شد، فورا سجده شكر بجا بياوريد. خداوند به شما سلامتي نعمت ايمان، ولايت مرحمت كرد، انواع و اقسام نعمتها بود كه تو توانستي نماز بخواني اين خود سجده شكر دارد. سه مرتبه امام رضا عليه السلام ميفرمايد كه سجده شكر هر مرتبه بگوييد: شكراً شكراً شكراً. توجه كرديد چطور شد. بعد بلند بشوي خدمت رسول اكرم صلوات الله عليه بگويي: صل الله عليك يا رسول الله صل الله عليك يا نبي الله. الآن ولي امر كيست؟ حجت ابن الحسن روحي له الفدا. صل الله عليك ياحجت الله علي خلقه. ارتباطتان را با امام زمان (ع) برقرار كنيد. سلام بدهيد، بسيار خوب بنشــــينيد. نصب العين شما در تمام حالات تا موقعي كه به خواب مي رويد، ياد خدا باشد. شما نميبينيد، خدا ميبيند، ملائكه حافظ شما هستند، كل نفس لما عليها حافظ.

 یاد مرگ، یاد خدا و تسلیم در برابر حق، نشانه‌هایش در نماز با حضور قلب، نمود پیدا می‌کند

دقت كنيد در یاد مرگ و ياد خدا. حق بگوييد و حق بگيريد و در مقابل حق رگهاي گردنتان كلفــت نشود، در مقابل حق تسليم باشيد، اهل حق باشيد. نشانه هاي اين سه تا در نماز، برایتان معلوم مي شود. اگر در نماز حضور قلب داريد بدانيد به اينها توجه شده است. اگر به شما بگويند آقا اين نشانه هايش است، اي آقاي صنوبري بله امروز ساعت چهار بعد از ظهر شما از دنيا خواهي رفت! من چه كار مي كنم؟ شما چكار مي كنيد؟ بدانيد چهار ساعت زنده هستي پنج ساعت چه كار مي كني، آقا ساختمان مي سازي؟ مي روي قالي هاي يكپارچه مي خري؟ يا ميرويد در اين چند ساعت كاري براي خدا انجام مي دهيد كه خدا آن كار را دوست داشته باشد؟ كدامش را صورت مي دهي؟ دنيايي كه در جلو براي ما گنگ است، نميدايم تا چند وقت زندگي ميكنيم. حكم صد تا چهار ساعت يا پانصد تا چهار ساعت را دارد. بيشتر از اين كه نيست. ما كه دو هزار سال عمر نمي كنيم! يادتان نرود مدام به ياد خدا كه خـدا و هو معكم اينما كنتم  است. هر كجا باشيد خدا با شماست.

اگر از اهل بيت جدا بشويد كارتان زار است

عصر جمعه است، خدايا مــا از يافته هاي زندگي كه به آن يقين پيدا كرديم به لطف كرم و عنايتت، اينها را اگر برداري ما هم مي شويم صدام! ما هم مي شويم هرزه، توجه ما ميرود به دنيا. ما طلب ميكنيم مدام ما را که مخلوقات ضعيف و ناتوان هستیم را ياري فرما. به محمد و آل محمد اموات و گذشتگان را غريق رحمت فرما. بچه هاي مرا تا روز قيامت از مواليان اهل بيت(ع) قرار بده.

با حالت گريه: "اگر از اهل بيت جدا بشويد كارتان زار است. اگر بدانيد در برزخ چه خبر است؟ صلوات خيلي بفرستيد بر محمد آل محمد عليهم السلام. از خدا بخواهيد الهم جعل محياي محيا محمد و آل محمد و مماتي ممات محمد و آل محمد. مردی که اهل گناه بود، از دنيا رفت، طرف در خواب او را ديد که كار و بارش خوب است. از او  پرسید که تو در دنيا اهل گناه بودی، چطور شد كه راحت شدي؟ گفت آقا يك زني را آوردهاند نزديك من دفن كردهاند و از موقعي كه آمده، امام حسين(ع) سه مرتبه آمده به زيارت اين زن، امر كرده عذاب را از اين قبرستان برداشتهاند. گفت اين زن كيه؟ گفت زن فلان آهنگر است. اين مرد بيدار ميشود و ميرود در بازار آهنگران، مي بيند يك مرد پريشان نشسته است. ميگويد آقا شما زن داشتيد؟ مي گويد بله، مي گويد در چه حال است؟ جواب: فوت شده. من ديشب خوابش را ديــدم، آيا همسر شما كربلا رفته بود؟ ميگويد: نه، گفت پس چه؟ گفت او زيارت عاشورا ميخواند.

خيلي دست به دامن اهل بيت شويد. همين طور سرسري نگيريد. خدا _  اين آخرين حرفهاي من است _ خداي متعال در قرآن مي فرمايد :يا ايها الذين امنو وابتغو اليه الوسيله، اي کسانی كه ايمان آورده ايد _ به كفار نه و به ايها الناس مردم هم نه_ به مومنين خطاب مي كند در پيشگاه مقدس من بجوييد بعد بياوريد وسيله. اين وسيله چيست؟ ما از كجا بفهميم چيه؟ امام سجاد(ع) در صحيفه سجاديه يك دعايي دارد. اين دعا اين است: بسم الله الرحمن الرحيم. الهم يا من جهد هو محمد و آل محمد وسيله. اي خدايي كه قرار دادي محمد و آل محمد را وسيله براي ما.  منظور اينكه امام سجاد (ع) اين وسيله را معني مي كند در قرآن. محمد و آل محمد عليهم السلام وسيله ما در پيشگاه خداوندند.

دعای پایان جلسه

 صلوات را با حضور قلب بفرستيد و حتما روزي صد صلوات بفرستيد و ارتباطتان را قـطع نكنيد. بعد از نماز، اين دعاي فرج، الهم كن لوليك الحجت ابن الحسن... را بخوانيد. ملائكه آسمان نگاه ميكنند در فلان محله تهران در هرجا، يك جوان دارد نماز ميخوانـد، بعد از نماز دستها را بسوي آسمان دراز ميكند و ميگويد: الهم كن لوليك الحجت ابن الحسن. سيم نامرئي با امام زمانش برقرار است. با ولي معصوم(ع).

خدا به حق ولي معصوم ما، قسمت ميدهم در ظهور باهرالنورش تعجيل فرما. خدايا ياران او را كه ليلاً و نهاراً مخصوصا آقــاي خامنهاي خدمت ميكنند به اين آب و خاك و با تقوا و چه زحماتي دارند آنها، من که ده دقيقه صحبت اینجا مي كنم، انگار جان دادم. خدا به حق محمد و آل محمد (ص) و به حق وليت صاحب الزمان(عج)،دست پر عنايت وليت را از سر آنها بر مدار. آنها را از تيررس دشمنانت محفوظ فرما تا خدمت كنند براي ما. خدايا روح علماء ربانيون از شيعان اهل بيت (ع) را غريق رحمت فرما. كه دين آن جناب را سينه به سينه به ما رساندند كه ما مسلمان هستيم و تحــت ولايت اهل بيت (ع) هستيم. خدايا مخصوصا روح امام بزرگوار اين ولي فقيه، اين بنده نازنينت را عاليست، متعالي فرما. علماي بزرگوار از جمله شيخ صدوق، شيخ مفيد، علامه حلـي، علامه مجلسي، كاشف الغطاء، امثال اين بزرگواران، آقا سيد مهدي كشفي، آقا سيد مهدي عــرب، آقاي شاه آبادي و علامه طباطبائي (رض) خدايا به حق محمد و آل محمد(ص) ارواح اين مومنين و علماء رباني از شيعان اهل بيت(ع) عاليست، متعالي فرما. پدر و مادر حق داران ما را به حــــق محمد و آل محمد(ص) غريق رحمت فرما. حالت غفلت را از ما بردار. اگر ما از ياد تو غفلت ميكنيم، خودت را به ياد ما بينداز. به محمد و آل محمد(ص) ما را به حال خود وا مگذار.

دعای حضرت خضر را بعد از نمازها و در قنوت نمازها بخوانید

حضرت خضر (ع) به امير المومنين(ع) فرمودند اگر كسي اين دعا را بعد از نماز بخواند، بقدر ريگ بيابانها و نظير اين چند جمله را گفتند كه گناه داشته باشد خدا گناهش را مي بخشد. و اين دعا اين چند جمله بيشتر نيست، يا من لا يشغله سمع ان سمع و يا من لا يغلطه السائلون و يا من لا يبرمه الحاح الملحين اذقني برد عفوك و حلاوه رحمتك و مغفرتك. بعد از هر نماز اين دعا را كه در حاشيه مفاتيح است، بخوانيد. آنجايي كه دعاي عشرات است. اين را از حفظ كنيد. در نماز در قنوت هميشه بخوانيد.

خدا به حق اوليائش ما را با اهل بيت(ع) محشور بفرمايد. به ما توفيق بدهد از غفلت به درآييم . جوانهاي ما را توفيق بدهد نمازشان را با حضور قلب بخوانند. نسبت به پدر و مادر با محبت باشند، يكي از مسائلي كه باعث عاقبت به خيري است، يادتان باشد، دعاي من در حق فرزندانم برآورده است.

عصر جمعه به جای تماشای فیلم، عبادت کنید و  به زن و فرزند خدمت کنید و برای آخرتتان کاری کنید

الآن عصر جمعه است. يك عده از مردم پاي آن تلويزيون لعنتي نشستهاند و سه ساعت آن فيلم كذايي را ميبينند و خود شما هم مبتلا هستيد. ساعاتي كه ميتوان قرآن خواند، نماز خواند، عبادت كرد، به زن و فرزند خدمت كرد و براي آخرت كاري كرد را وقف آن قيافهها و آن نصرانيها نكنيد. وقت خود را تلف نكنيد. ميگويد فلان فيلم را دارد، آخر اين فيلم به چه دردي ميخورد؟ جز چند زن بي حجاب؟ جز لوس بازي؟ استغفرلله ربي و اتوب اليه. اللهم صل علي محمد و آل محمد. يك حمد براي اموات بخوانيد.

 

2- نوشتارمرحوم حاج ابوالفضل صنوبري(ره)راجع به معرفت و شناخت و محبت خداوند متعال

جمعه تاسوعاي حسيني، 26 اردیبهشت 1376

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد الله رب العالمين والسلام علي محمد و آله الطاهرين

به حول و قوه خداوند تبارك و تعالي به نظرم رسيد راجع به معرفت و شناخت و محبت خداوند متعال، راهي را كه به همين منظور حقتعالي در قرآن مجيد متذكر و يادآوري مينمايد تا آنجا كه توفيق و حالي باشد در اين دفتر ياداشت مينمايم تا اينكه تذكري باشد براي خودم و كساني كه درحيات يا ممات بنده به اين خطوط نظر مي نمايند. اميدوارم مورد لطف و عنايت خداوند متعال قرار گيرد.

ابتدا عرض مي كنم انسان اگر چنانچه در اثر معصيت و نافرماني خداوند، قلبش سياه و وجدانش آلوده نشده باشد، طبعاً در مقابل احساني كه به او ميشود، خاضع و به حال احسان كننده تمايل و محبت پيدا ميكند و كوشش مينمايد به نحوي كه ميسر باشد، آن احسان را تلافي نمايد. روي اين اصل، خداوند متعال در آيات زيادي انسان را مخاطب قرار داده و نعمتهايي را كه در اختيارش قرار داده به رخش مي كشد كه شايد متذكر و شرمنده شده، از نافرماني دست كشيده و از اوامرش اطاعت و نتيجتاً باعث سعادت دنيا و آخرتش مي گردد.

 لذا اين بنده كمترين تذكرات الهي در اين باب را هر اندازه كه بتوانم در اين نوشتار يادآوري مينمايم:

سوره مباركه نحل از آيه 3 ميفرمايد: اول از خلقت خود انسان كه در نطفه آفريده شده و به دشمني  با خداوند متعال برخاسته و حقيقتاً با خودش به دشمني پرداخته است، اشاره دارد. سپس از خلقت چهارپايان كه چگونه انسان از حيوانات استفاده مينمايد، مثل گاو  كه خوراکش علف ميباشد، اشاره دارد. خداوند متعال اين علف را در وجود او  به شيري سفيد و لذيد تبدیل می‌کند كه انسان از شیر، غذاهاي متنوع از قبيل ماست، كره، پنير، سرشير و... تهيه و مصرف می‌نماید. آيا انسان شكر اين همه نعمت را بجا مي آورد؟ و متذكر پديدآورنده ميشود وقس عليهذا.

انواع بسيار بسيار زياد نعمتها كه خداي سبحان درقرآن كريم براي توجه انسان به خودش يادآوري ميفرمايد و ديگر حيوانات اهلي از قبيل شتر، اسب و درازگوش و... كه انسان، هم از حمل و نقل اثاثيه خود از آنها استفاده مي كند و هم از بعضي از آنها گوشت و پوست و روده و حتي استخوان آنها استفاده می‌کند. و باز براي بيداري و توجه از فرو ريختن باران و زنده كردن زمين و روئيدن انواع درختان ميوه و زراعتها كه كافي است آدمي چند لحظه در خلقت و انواع مختلف آن تفكر نمايد و با حال خضوع و خشوع در مقابل منعم حقيقي سر تعظيم فرود آورده و از انبيا و اولياي معظم او پيروي نمايد. در نتيجه انساني مومن و پاكيزه و خوشرو، خوش اخلاق و بهشتي گردد.

در همين سوره مباركه، حقتعالي جلت عظمته راجع به دريا و فراورده هاي آن، چه خوراكيها و چه وسايل زينتي سخن ميگويد و يا از آسمان و موجودات آن سخن به ميان آورده. چقدر بيشرمي است كه انسان با تفكر در تمامي اين نشانههاي الهي باز هم بيتفاوت هر روز و هر شب از كنار آنها بگذرد و بدون توجه به گذشت عمر، به هر قيمت به لهو و لعب مشغول نشود و توجه نمايد كه بدون هدف خلقت نشده. خالق متعال تمامي نعمتها را براي انسان خلق کرده و انسان را براي عبادت و معرفت و محبت خودش خلق كرده است. جا دارد كه هر انسان با شرف و حقيقتجو اين سوره مباركه را هر روز و هر شب تلاوت و در معنا و مفهوم آن بيانديشد كه چه اندازه در حق او احسان و محبت شده است. واقعاً انسان با توجه به قرآن و آيات هشدار دهنده و بيدار كننده آن چگونه مي تواند براي عبادت و رفع مشكلات و حاجات خود به سنگ يا چوب يا ماه يا خورشيد مخلوقات ديگر توجه كند. افسوس كه در اثر جهالت و شهوات گوناگون نفس اكثر انسانها را مي بينم كه به اين حقايق نوراني قرآني بي توجه هستند. افسوس و صد افسوس.

از خداوند متعال مسئلت داريم كه ما را با قرآن و تذكرات آن آشنا فرمايد و توفيق عطا فرمايد تا از مربيان واقعي قرآن و راهنمايان برگزيده خداوند متعال (محمد و آل محمد صلوات عليهم اجمعين) و شيعيان مورد نظر آنان پيروي نماييم. اين بنده كمترين كه قطره كوچكي از اقيانوس بيكران تذكرات الهي را در اين نوشته يادآور شدم هر چه فكر مي كنم مثل اينكه تمام قرآن يادآوري است به اين نكته كه اي انسان توجه كن و بيانديش در خلقت خودت و انواع نعمتهاي مصرفي و آسمان و زمين و حيوانات گوناگون و كوهها و صحراها چگونه و براي چه آفريده شده اند. اين كره خاكي كه درآن زندگي مي كني چند روزي پبش نیست و بيانديش در خلقت افلاك و كهكشانها و مخلوقاتي كه در آنها است كه به فرموده امام صادق صلوات الله عليه، خداوند متعال در آسمان چهارم مخلوقاتي دارد كه هنوز نمي دانند كه خداوند بشر را خلقت كرده است.... .

تو پنداري كه عالم جز همين نيست             زمين و آسماني غير از این نيست

چو آن كرمي كه در گندم نهان است              زمين و آسمان او همان است

شنيدستم كه هر كوكب جهاني است             جداگانه زمين و آسماني است

زمين در جنب اين افلاك مينا                     چو خشخاشي است اندر قعر دریا

تو خود بنگر کزین خشخاش چندي                سزد تا بر غرور خود بخندي

نظامی

آيا اين تذكرات براي بيداري ما كافي نيست؟

 

3- نوشتاری از مرحوم حاج ابوالفضل صنوبري(ره)

به تاریخ 27 بهمن 1376

جنگ جهاني اول كه 1565 روز طول كشيد در حدود 65 ميليون نيروي انساني را بسيج كرد و از اين عده 9 ميليون نفر در ميدان جنگ از بين رفتند و حدود 32 ميليون نفر نيز در اثر نقص عضو از كار افتادند و 7 ميليون نفر براي ابد عاجز و ناقص گشتند و طبق گزارشات 5 ميليون نفر مفقودين جنگ به شمار آمدند.

تازه تعداد تلفات و زخمي در شهرها و آباديها بيش از ارقام تلفات ميدان جنگ بود. مجموع هزينه جنگ كه براي اين آدم كشيها مردم از جيب خود پرداختند بيش از 400 ميليارد دلار برآورد گرديده. در اين ارقام به گسيختگي وضع اقتصادي اروپا، تامين زندگي افراد از كار افتاده، و حقوق بازنشستگي به حساب نبامده. ((فاعتبروا يا اولی الابصار)).

و اما جنگ جهاني دوم از 1939 آغاز و تا پايان 1945 ادامه داشت و شعله هاي خود را تا 72 كشور جهان گسترش داد. محصول جنايي آن 35 ميليون نفر قرباني و 20 ميليون نفر فاقد عضوهاي دست و پا و چشم و ريخته شدن 17 ميليون ليتر خون خالص به زمين و سقوط 12 ميليون جنين و خرابيهاي ناشي از جنگ غير از خانه ها و اماكن عمومي 130 هزار ملك و 9 هزار دانشگاه و 8 هزار لابراتوار و تنها كساني كه در انگلستان از چشمهاي مصنوعي استفاده كردند بالغ بر 1 ميليون بود چنانكه دولت شوروي پس از پايان جنگ براي سربازان فاقد پا از دولت آمريكا درخواست 4 ميليون پاي مصنوعي كرد. هيتلر افروزنده آتش جنگ نيز با شكست فجيعي روبرو گشت. كشور آلمان بيش از 10 ميليون نفر قرباني و بيش از 7 ميليون نفر بيخانمان گرديد. و بيش از يك ميليون و دويست هزار تن بمب بر روي شهرهاي آن ريخته شد. و دست كم 250 هزار نفر در شهرها از ميان رفتند. بعد از جنگ دوم جهاني سه چهارم مردم برلين را زنان و كودكان بي سرپرست و يك چهارم ديگر را پيرمردان و معلولين تشكيل مي دادند.

آيا با چنين وضع رقت بار  مي توان گفت بشر صنعتي به ارزش انسان پي برده و خود را بهتر شناخته است؟ بلي انسان وقتي كه به ايمان به خداوند عالم پشت پا زد و نصايح انبياء عظام را گوش نكرد به اين روز بدبختي گرفتار خواهد شد تا چشمش چهار تا شود. پناه به خداوند از جنگ جهاني سوم كه اتمي است. لا حول و لا قوة الا بالله.

 

4- يكي از آياتي كه مرحوم صنوبري را به شدت تحت تاثير قرار داده و در جلسات به آن اشاره مي كرد، آيه 61 سوره يونس بود. كه عيناً از يادداشتهاي ايشان ذكر مي شود:

به تاریخ 26 مرداد 1377

بسم الله الرحمن الرحيم

وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ

اي رسول ما بدان كه تو در هيچ حال نباشي و هيچ آيه از قرآن تلاوت نكني و به هيچ عملي تو و امت وارد نشويد جز آنكه ما همان لحظه شما را مشاهده مي كنيم و هيچ ذره اي در همه زمين و آسمان از خداي تو پنهان نيست. و كوچكتر از ذره و بزرگتر از آن همه در كتاب مبين حق و لوح علم الهي مسطور است. آگاه باشيد كه دوستان خدا هرگز هيچ ترسي از حوادث آينده عالم و هيچ حسرت و اندوهي از وقايع گذشته جهان در دل آنها نيست. به حقيقت آنان اهل ايمان و خدا ترسند.

 

5- آخرين نوشته مرحوم صنوبري

به تاریخ 25 مهر 1380

بسم الله الرحمن الرحيم

چهار چيز را مدام از خداوند متعال مسئلت مي‌نمايم:

اول: سلامتي بدن، دليلش آن است در صورتي كه بدن انسان در اثرسهل انگاري يا گناه مريض شد، وسيله خدمت و عبادت از انسان سلب مي شود.

دوم: اهميت دادن به نماز اول وقت كه اين عمل سرلوحه جميع عبادات و وسيله ارتباط انسان با خداوند متعال و آمرزش گناهان و باعث دوري از فحشا و منكرات مي باشد كه در قرآن كريم فرمود ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر.

سوم: درخواست توفيق دعا و تضرع در مقابل حضرت احديت كه اولياي بزرگوار اسلام فرمودند "الدعا مخ العباده". درباره حضرت ابراهيم (ع) خداوند متعال درقرآن مي فرمايد. انه اوّاب.

چهارم: درخواست توفيق خدمت به خلق خدا، به هر نحوي كه ممكن باشد براي آسايش بندگان خداوند متعال كوشش كردن كه اين عنايت حقتعالي نصيب هركس شود بالاترين مرحمت در حقش شده است.

اميدوارم پروردگار عالم هر چهار خواسته قلبي مرا، و ساير فرزندان و برادران و خواهران جسمي و روحي مرا موفق فرمايد. آمين يارب العالمين

اللهم صل علي محمد وآل محمد. عبد حقير ابوالفضل صنوبري

 

6- نمونه اي از دست خط مرحوم صنوبري

پايان